پيام گير
حتماً براتون پيش اومده كه به جايي زنگ بزنيد و از اون طرف، پيام گير يا پاسخگوي اتوماتيك ، براتون يك قطعه موسيقي يا سرود و حتي متني زمزمه كنه. حتي گاهي، بعضي افراد بجاي دو كلمة خشك و خالي ، در پاسخگوي اتوماتيك متني زيبا و حتي شعر ضبط ميكنند . 
مثلا ً :

شرمنده از آنم كه نباشم به سرايم تـا بـا تـــو ســلامي و عليكــي بنمايــم
گر لطف كني نمره و پيغام گذاري پاسخ دهم اي دوست، به محضي كه بيايم!!

حالا فرض كنيم اگه شعراء قديم در اين عصر بودند، چه شعري روي پاسخگوي اتوماتيكشون ضبط مي كردند :

حافظ :
رفته ام بيرون من از كاشانه خود ، غم مخور تا مگر بينم رخ جـانـانـه خود ، غم مخور
بشنوي پاسخ ز حـافظ ، گر كه بگذاري پيـام آن زمان كو بازگردد خانه خود ، غم مخور

خيام :

اين چرخ فلك، عمر مرا داد به باد ممنون توام كه كرده اي از ما يـاد
رفتم سر كوچه منزل كوزه فروش آيم چو به خانه ، پاسخت خواهم داد


فردوسي :

نمي باشم امــروز انـدر ســراي كه رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست، گويم جواب چو فردا برآيد بلند آفتاب !!

مولانا :

بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون رقصان شوم شوري برانگيزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
برگو به من پيغام خود ، هم نمره و هم نام خود فردا تـرا پاسـخ دهم ، جـان تـرا قـربان شوم

منوچهري دامغاني :
از شرم ، به رنگ باده باشد رويم در خـانه نباشم كـه سلامـي گويم
بگذاري اگر سلام ، پاسخ دهمت زان پيش كه همچو برف گردد مويم

بابا طاهر عريان:

تليفون كرده اي ، جانم فدايت الـهي مـو به قـربونِ صدايتچو از صحـرا بيـايم
 نـازنـينم فرستم پاسخي از دل برايت
...